من به گور خود
می خندم!
سنگی نهاده به رنگ سیاه
بر سقف یخی من
زنی سیه پوش
و سیه موی
و سیه فکر
ایستاده،
مویه می کند
ضجّه می زند
در زمان بی سایه.
نیمه ی شب
سپید مویی زیبا فکر
خواهد آورد
تلخ خندی
خفته بر لب
نقش بسته
بر سنگی سپید
محو خواهد شد.
نوشته شده توسط م. پ. ی.
در |
لینک ثابت
•