میخواهم
این نام را
تنها و تنها
از دهان تو بشنوم!
میخواهم
این نام را
تنها و تنها
از دهان تو بشنوم!
زن در نگرش و اشعار احمد شاملو
نيلوفر نيلفروشان، مهدی پُرمهريابنده
چکیده
بررسی و تحلیل نگرش یک شاعر درباره موضوع زن کاریست لذتبخش و عذابآور. لذت در کشف انسان وارستهای چون احمد شاملو است که عمری گرانبار را در مصرف و تولید آثار فاخر گذرانده و سخت از آنرو که بیش از این بایسته است در انجامش گروههایی متعدد با تخصصهای ویژه بهکار گمارده شوند و زوایای پنهان چنین موضوع خطیری را آشکار کنند. از اینرو ورود به چنین محدودهای از جوانب شخصی باید توام با احتیاط همرا باشد تا پای در حریم ننهیم و از طرفی شامل جزیی نگری علمی و فرهنگی هم باشد. نشان داده میشود که پژوهش در این زمینه احاطه ویژهای را میخواهد و از نظر ما سعی وافی هم نهاده شد تا مشخص گردد؛ تحلیل موضوع زن در نگرش و شعر شاملو ارزش صرف یک عمر پژوهشی را داراست. بنابراین مطالعه گسترده منجر به گذر از مرزهای مفاهیم بنیادی بهمنظور ورود به بحث عشق و زن مورد توجه قرار میگیرد، آنگاه با تمرکز بر دو عنوان نگرشی و شعری شاملو ابعاد فرهنگی،اجتماعی و سیاسی زنان را عیان میکند.
کلیدواژه: زن، شاملو، عشق.
اصفهان را که فتح کردم
به سال نود
عشق را اما
به تو وام دارم.
قطره های اشک محو خواهندشد
وقتی که دانه های برفی شبانه
نرم و آهسته
بر گیسوان پریشان و مشگین تو
بنشینند
آرام آرام.
۱.
وختی تو پروازی،
وامیسّم.
وامیسّی، میشینم.
میشینی، میخوابم.
میخوابی، میمیرم.
میمیری،
من تو پروازم.
این معنیِ عشقه ...
*
2.
وختی تو پروازم،
وامیسّی.
وامیسّم، میشینی.
میشینم، میخوابی.
میخوابم، میمیری.
میمیرم،
تو تو پروازی.
و این بازیِ عشقه ...
*
3.
وختی ...
در آسمانت تو خدا را
و من تو را
...
کجاست؟
تکه خاکی که با تو خواهم خفت!
برآی بر آب
تا نماز برم پیش از خواب ...
در خاک سپاری ات
- منصور! -
زنی ضجه می زند به بازی
مردی
می خندد به شاد خواری
سگی اما
- پارس کنان -
به مزد تکه استخوانی نشسته
به انتظار ... !
ارمغان یاد سالی خوش و خرم به همه ی سرزمین های ایرانی
اوستا- تشتریشت
سپنتاآرمیتی ۳۷۴۳ تا سپنتاآرمیتی ۳۷۴۸
Ordinary people study that which already is, but
Ingenious men invent that which never was!